سخن‌ در پرده‌ می‌ گویم‌ چو گل‌ از غنچه‌ بیرون‌ آی‌
که‌ بیش‌ از پنج‌ روزی‌ نیست‌ حکم‌ میر نوروزی‌ 
نگاهی به آئین های نوروزی در گذر تاریخ
زن‌ شرقی، زن‌ ایرانی‌ ام، هویت‌ فرهنگی‌ بالنده‌ دارم. قرنهاست‌ مشتاقانه‌ راهی‌ دراز، پرنشیب ‌و فراز، پیموده‌ام. کوله ‌باری‌ سرشار از گوهرهای‌ فرهنگیِ دلپذیر و خواستنی‌ دارم. باز هم‌ در نوروز کوله‌ بار خویش‌ می‌ گشایم. پر توانم، پر تلاش؛ همه‌ ذرات‌ وجودم‌ شوق‌ است. باز هم‌ برآنم‌ تا آیینی‌ کهن‌ از نو برپا کنم. چون‌ طبیعت‌ حیاتی‌ دوباره، تولدی‌ دیگر دارم. خستگی‌ ره، غبار از تن‌ می‌ زدایم؛ شادمانم. روی‌ به‌ گلاب؛ و خانه‌ و هر آنچه‌ باشد به‌ آب‌ زلال‌ می‌ شویم. چشم‌ دل‌ بر نعمت های‌ الهی‌ می‌ گشایم. چون‌ گیاه‌ سر از خاک‌ بر می‌دارم. نماز می ‌گزارم. سالهاست‌ در نوروز هر آنچه‌ هست‌ می ‌شویم. جامه ‌ای‌ ساده‌ می‌ دوزم. خوراکی‌ مطبوع‌ می‌ پزم. غبار می ‌زدایم، خانه‌ می‌ آرایم. سفره‌ می‌ چینم، سبزه‌ می ‌رویانم. دستانم‌ از زر خالی‌ است‌ اما از مهر و صفا سرشار است‌ و سالهاست‌ با همین‌ دست ها، آیین‌ دوره‌ باستان‌ نگه‌ داشته‌ام.
سفره‌ هفت‌ سین‌ را می ‌گسترانم. ماهی‌ سرخ‌ کوچکی‌ در تنگ‌ آب‌ رها می‌ کنم. نارنجی‌ خوش ‌رنگ‌ و بو در کاسه‌ آب‌ می‌ اندازم‌ تا در لحظه‌ تحویل‌ سال‌ به‌ چرخش‌ آن‌ بنگرم‌ و زیر لب‌ زمزمه‌ کنم: دور گردون‌ گر دو روزی بر مراد ما نگشت دائماً یکسان‌ نباشد حال دوران غم‌ مخور... سیب‌ سرخی‌ که‌ نشان‌ از مهر و محبت‌ دارد در برابر آیینه‌ می‌ نهم‌ تا مهرمان‌ افزونتر شود؛ و هفت‌ گونه‌ گیاه‌ و خوردنی‌ دستچین‌ شده‌ در سفره‌ می ‌چینم‌ تا رونق‌ و برکت‌ سفره‌مان‌ افزون‌ شود.
گذشته‌ رسم‌ بوده‌ است‌ که‌ در نوروز  گروهی‌ نوازنده‌ ساز می ‌نواختند و با آهنگ های‌ شادمانه‌ فرا رسیدن‌ سال‌ نو را شادباش‌ می‌ گفتند. سازهای‌ بادی‌ چون‌ سورنای، کرنای، بوق‌ و نیز سازهای‌ کوبه ‌ای‌ چون‌ طبل‌ و دهل‌ آلات‌ موسیقی‌ آنان‌ بود.
با سبزه‌ نورسته، سنبل‌ سپید، گل‌ سرخ، شکوفایی‌ بهاران‌ را بر سفره‌ میهمان‌ می‌ کنم. نقل‌ و نبات‌ می ‌گذارم. شمع‌ و چراغ‌ می ‌افروزم‌ تا کامی‌ شیرین‌ و دیده‌ای‌ روشن‌ شود. در برابر آیینه، رو به‌ قبله‌ آمال، کتاب‌ آسمانی‌ می‌ گشایم‌ و با رویی‌ خوش‌ و دلی‌ پر مهر، عزیزان‌ را پذیرا می ‌شوم. تنهایان‌ و بی‌ کسان‌ را میهمان‌ می‌ کنم. و در آغاز سال‌ نو با درود به‌ روان‌ پاکان‌ و نیکان، با سلامی‌ به‌ زحمتکشان‌ و پرهیزکاران، همدل‌ و همنوا با همگان، آفریدگار بخشنده‌ را سپاس‌ می ‌گویم‌ و طلب‌ خیر و برکت، رونق‌ و بهبودی‌ بیشتر برای‌ نیک‌اندیشان‌ می ‌کنم.

زن‌ ایرانی‌ام. قرنهاست‌ هویت‌ بالنده‌ فرهنگی‌ ام‌ را پاس‌ می ‌دارم؛ و امسال‌ نیز، دیگر بار نوروز - این‌ خجسته‌ آیین‌ ملی‌ و مذهبی‌ خویش‌ - را شادمانه‌ برگزار می‌ کنم‌ و با تمامی‌ زنانِ زن‌ و مردانِ مرد در لحظه‌ پرشکوه‌ تحویل‌ سال‌ نو، خدای‌ را سپاس‌ می ‌گویم.
فرا رسیدن نوروزخجسته‌ باد

پایان‌ انتظار نزدیک‌ است. آخرین‌ لحظه‌ها را مشتاقانه‌ می ‌گذرانیم. دلهامان‌ پرشور و گاه‌ درگیر تشویشی‌ گنگ‌ است. همه‌ ذرات‌ وجود سرشار از انتظار است. سالی‌ می‌ گذرد و سالی‌ نو پیش‌ روست. چشم‌ به‌ راه‌ میهمانی‌ عزیز و کهنسالیم‌ تا از ره‌ برسد. لحظه‌ شورانگیز تحولی‌ تازه‌ و لحظه‌ تکرار آفرینش‌ است. طبیعت‌ و انسان‌ را حیات‌ و تولدی‌ دیگر است.

قلب ها پرشور می ‌تپند. نفس ها در فضای‌ بهاری، عطرآگین‌ می ‌شوند؛ و چشم ها مشتاقانه‌ به‌ آب‌ و آیینه، شمع‌ و چراغ، خیره‌ می‌ گردند. دست ها پرامید کتاب‌ آسمانی‌ می ‌گشایند و لب ها آرام‌ زمزمه‌ می‌ کنند: .یا مقلب القلوب....
را
در شکوه‌ لحظه‌ فرا رسیدن نوروز دم‌ غنیمت‌ شماریم. مقدم‌ این‌ میهمان‌ عزیز را مبارک خوانیم‌ که‌ تا چشم‌ بر هم‌ زنیم‌ خواهد رفت. از آیینه‌ دل‌ غبار یک ‌ساله‌ بزداییم، سفره‌ای‌ هر چند ساده‌ و کوچک‌ اما پر امید بگسترانیم؛ سفره‌ای‌ به‌ سبزی‌ گندم های‌ تازه‌ رسته، به‌ سپیدی‌ روی‌ زحمتکشان‌ و پاکان، و به‌ سرخی‌ آتش‌ در هر زمان. به‌ مهر و بخشایش‌ به‌ یکدیگر بنگریم‌ که‌ امروز، روزی‌ نو، و نوروز است . در هر گذر گل‌ گذاریم‌ و آب‌ ریزیم، بر سر و روی‌ گلاب‌ بیفشانیم، شمع‌ و چراغ‌ بیفروزیم‌ و به‌ نورش‌ تیرگی‌ از دل‌ برهانیم. به‌ روشنای‌ آب‌ و آیینه‌ بنگریم، به‌ ارواح‌ پاک‌ نیکان‌ و عزیزان‌ درود فرستیم‌ و بر پرهیزکاران‌ سلام‌ کنیم. سر بر سجده‌ نهیم‌ و به‌ امید سالی‌ پرخیر و برکت، روزی‌دهنده‌ جهانیان‌ را نیایش‌ گوییم؛ و با سرور و شادمانی‌ این‌ سنت‌ خجسته‌ و رسم‌ نیک‌ فرهنگی‌ را پاس‌ داریم.

قرنهاست‌ که‌ این‌ آیین‌ ملی‌ - مذهبی‌ با همه‌ فراز و نشیب های‌ تند و دشوار در راه‌ دراز تاریخ‌ که‌ فراروی‌ این‌ ملت‌ بوده، برگزار گردیده‌ است. ما نیز در روزگاری‌ که‌ ملت ها به‌ آیین های‌ کهن‌ خود می‌ بالند و آنها را به‌ نمایش‌ می‌ گذارند، این‌ پدیده‌ دلپذیر و آیین‌ باستانی‌ و این‌ رسم‌ دیرینه‌ خویش‌ را هرچه‌ پرشکوه‌ تر برگزار نماییم‌ و دمی‌ بیندیشیم؛ به‌ گذشته‌ها، به‌ آنچه‌ بوده‌ایم‌ و آنچه‌ هستیم‌ و باید باشیم. چون‌ کبوتری‌ سبکبال‌ بر فراز جاده‌ پر فراز و نشیب‌ زمان‌ به‌ پرواز درآییم‌ تا به‌ گذشته‌ها و به‌ آن‌ نقطه ‌ای‌ رسیم‌ که‌ نخستین‌ بار جشن نوروز بنیان نهاده‌ شد. برگ ‌برگ‌ کهنه‌ کتاب‌ تاریخ‌ را نگاهی‌ گذرا اندازیم‌ تا بیشتر دریابیم‌ که نوروز- این‌ واژه‌ پرشور- چه‌ پیشینه‌ و معنا و مفهومی‌ دارند و چگونه‌ است‌ که‌ هر سال‌ غم‌ از دل ها می‌ زدایند. جشن نوروز چه‌ پدیده‌ شگرف‌ فرهنگی‌ است‌ که‌ این‌ چنین‌ در دل ها ولوله‌ و غوغا برپا می ‌کند؟ آیین های‌ جنبی نوروز چون‌ چهارشنبه ‌سوری، آبریزان، میر نوروزی‌ و سیزده‌ بدر چگونه‌ اند؛ سفره‌ هفت ‌سین‌ چه‌ معنا و پیشینه ‌ای‌ دارد؟ و خلاصه‌ چگونه‌ است‌ که نوروز قرن ها دوام‌ یافته‌ و باز هم‌ در آغاز هر بهار، هر ایرانی‌ با هر اندیشه ‌ای، پرشور و پر امید فرا رسیدن نوروز  را شادمانه‌ جشن‌ می ‌گیرد و به‌ دعا و نیایش‌ می ‌پردازد.

در این‌ سال‌ نو، دل هامان‌ شاد، کشتزارهامان‌ سبز، رودهامان‌ پرآب، باغ هامان‌ پربار و شهرهامان‌ امن‌ و آباد؛ بخت‌ و رویمان‌ سپید، و دین‌ و ایمانمان‌ استوارتر باد.